تاريخ : يکشنبه 8 تير 1393 | 7:36 قبل از ظهر | نویسنده : مصطفی گنجی

همه جا تاريک بود قايق بر دوشم سنگين .............دلم بي دل اين يکي تکراري بود
فرياد زدم کجايي من ميان ابهايم  .............همه جا اقيانوس است
مي روم شايد ديدمش اي کاش ..... پايم خيس شد
قايقي دارم چه باک ... مي روم شايد ديدمش اي کاش
باز پايم خيس شد قايقم سوراخ بود..... غوطه در ابم ميان اقيا نوس ها
به ساحل نخواهم رسيد تا نبينمت .....بگذار بميرم اگر هرگزنبينمت من هم با اقيانوس
مگذار باد ببيند مرگ اقيانوس را. قلب ماهي ها لرزيد
من  با ماهي هايم بي باور از غم ....قلب اقيانوس ساحل ماست
قايق فروش با قايقت بي ابم بي نور .... کجايي
قايقي بفروش به من هنوززنده ام هنوز دو دست دارم.... يک قلب  چند نفس
عاشقم عاشق دلم را داده ام...  مجنونم اقيانوسم اقيانوس
مي روم قايقم جاي چشمم دلم قدمگاه جنون من خود اقيانوسم بيا....



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : نسل سوخته, | بازدید : 835
برچسب ها :

اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها